چای شما

زبیده قاسمی گوابری:

تاریخ انتشار : ۲۱ شهریور ۱۳۹۶ در ۶:۵۹ ب.ظ , کد خبر:   61218
صداقت

تقدیم به همه ی کسانی که دوست دارند ؛ دوست بدارند ، عشق بورزند و دوست داشتنی باشند.

 

 

پایگاه  اطلاع رسانی صبح رانکوه: زبیده قاسمی گوابری: هفته ی دوم ماه مهر سال ۹۰ به روستایی رفتم که سال گذشته هم آن جا تدریس می کردم.آن روز اولین جلسه تدریسم محسوب میشد. همین که دم در مدرسه رسیدم ، یکی از دانش آموزان با اشتیاق فراوان به طرفم اومد و دودستی به لباسم چسبید و گفت : قربونت برم. الهی شکر که اومدی من نذر کرده بودم که امسال هم معلم مدرسه ی ما بشی. لبخند زدم و بی مقدمه ازش پرسیدم ؛ مگه پول داشتی که نذر کنی ؟ چشمای درشت و سیاشو دوخت بهم وگفت : آره خانم تو عروسی رقصیده بودم و شاباش جمع کردم .امروز باید نذرم را ادا کنم !! سوالم ، اصلا سوال خوبی نبود اما پاسخ بامزه ای را به دنبال داشت. او صادقانه پاسخ داد و من از این حسش لذت بردم .با خودم فکر میکنم اینو کجای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بذارم!!

این شاگرد ناز و دوست داشتنی برای ابراز علاقه به بنده ، کارهای عجیب و غریبی انجام میده مثلا سال گذشته هفته ی معلم یه دسته گل مصنوعی برام آورده بود لابه لای دسته گل ، رزهای قرمز مخملی قرار داشت .میدونید گل هارو از کجا آورده بود ؟ الان بهتون میگم . اونا رو از ماشین عروس های مختلف کنده بود!! البته با اجازه ی داماد. اون می گفت تا حالا به هر دامادی گفتم یه شاخه گل ماشین عروس رو بهم بده هرگز نه نگفته فوری گل رو بهم داده به جز یه داماد. پرسیدم چرا ؟ گفت خانم جان ،داماد، ازاون دامادهای خسیس بود . خیلی خسیس بود. به من گفته باید اینارو یادگاری نگه دارم چون عروس این گل هارو دوست داره !!!

یه حالی شدم و فقط به شاگردم نگاه کردم دیگه حرفی نزدم.

توی دلم یعنی اون ته قلبم به “داماد” آفرین گفتم . شما چطور ؟ وقتی شاگردم عروس شد ، معنی حرف داماد و سکوت منو بهتر میفهمه!…..
خوشبخت و سعادتمند باشید.

زبیده قاسمی گوابری- کارشناس ارشد برنامه ریزی آموزشی

Telegram

نظر دهید