چای شما
تاریخ انتشار : ۷ مهر ۱۳۹۳ در ۱۱:۳۳ ب.ظ , کد خبر:   8919

مجری برنامه سیمای خانواده:

پایگاه خبری تحلیلی رانکوه نیوز: (Rankoohnews)
هرمز شجاعی مهر مجری باسابقه تلویزیون

 صبح رانکوه: بیوگرافی هرمز شجاعی‌مهر مجری/ این مجری با سابقه، با لیسانس تعاون و تامین اجتماعی در سال ۱۳۶۱ کار در رسانه ملی را با گویندگی در رادیو آغاز کرده و به جز «سیمای خانواده»، اجرای برنامه‌هایی چون «سلام صبح بخیر»، «تهران ساعت ۲۰»، «ساعت خوش» و… را در کارنامه دارد. یک نکته جالب درباره او، حضورش به عنوان صاحب امتیاز یکی از نشریات پرخواننده ایران است؛ «خانواده سبز» که از سال ۷۹ به صورت ۱۵ روز یک بار منتشر می‌شود. هرمز شجاعی ‎مهر، مثل خیلی از کارمندان سازمان صداوسیما «شمالی» است، اهل بابل است با لبخند نمکین و البته محاسن آنکارد شده، تا این ‎جایش مثل خیلی از مجری‌های سیما… اما زیرکی‌های شجاعی ‎مهر را هم نباید دست کم گرفت. او که از قریب به سه دهه پیش‌کارش را در تلویزیون و رادیو، جهت اجرای برنامه‌های خانوادگی آغاز کرده، چهره محبوب خانواده‌ها شد، اما از این «چهره شدگی» برای نامزدی مجلس و گرفتن پست دولتی استفاده نکرد. شجاعی ‎مهر این محبوبیت را به عرصه مطبوعات آورد و موفقیتی کم نظیر در تاریخ مطبوعات ایران را برای خود به جای گذاشت و به اصطلاح رکورد زد.

11

گفت‌وگوی ما با مجری خندان و زیرک تلویزیون را در مورد نشریه «خانواده سبز» نشریه‌ای که می‌توان آن را شاخص نشریات خانوادگی این دوران دانست، از نظر می‌گذرانید:/هرمز شجاعی‌مهر ۲۰ سالی می‌شود که برنامه «سیمای خانواده» را در شبکه یک اجرا می‌کند؛ دو دهه ماندگاری که کمتر مجری آن را تجربه کرده است.با این حال او همچنان مخاطبان فراوانی را با این برنامه قدیمی که او از ابتدا با آن همراه بوده، پای تلویزیون می‌نشاند. گویی مردم شجاعی‌مهر را عضوی از خانواده خودشان می‌دانند.ندا شجاعی مهر، دختر این مجری مطرح تلویزیونی درباره رابطه خودش و بردارش با هرمز شجاعی مهر گفته است: ما همیشه درباره مشکلات و مسائلی که در زندگی با آنها مواجه هستیم، با پدرمان مشورت و درد دل می‌کنیم و رابطه‌ای دوستانه با او داریم.هیچ‌وقت از بیان حرف‌هایمان به او نترسیده‌ایم و شاید همیشه اولین نفری بوده که من و برادرم صحبت‌هایمان را با او در میان می‌گذاشتیم، زیرا همیشه راه درستی به ما نشان داده‌اند که دیگر به مشورت با دیگران نیازی نبود. ایشان همیشه راه درست را به ما نشان می‌داده و در کنارمان بوده است.اگرچه ممکن است به دلیل مشغله کاری مدت زمان کمتری را با ما سپری کند، اما در همین زمان کم حضورش توصیه‌هایی کرده که من اکنون در ۲۳ سالگی متوجه نتایج آن می‌شوم. البته ما هم بچه‌های خوبی بودیم.اما رسانه و مخاطب با هم یک ارتباط هموزن دارند. یعنی مخاطب دوست دارد مجری شبیه خودش حرف بزند. من به بچه‌هایم هم گفته‌ام که رمز موفقیت هر انسانی ادب و تربیتش است.

خودم هم بشدت تحت تاثیر ادب و تربیت دیگران هستم. همیشه از خدا خواسته‌ام نه به صدای من زیبایی بدهد و نه به چهره‌ام. گفته‌ام خدایا صدا و تصویر من را اثرگذار کن. برای این که اثرگذاری بیشتر شود، حتما باید خودم ادب و تربیت داشته باشم. تجربه نشان داده برخی مجری‌ها راحت‌تر بامخاطبانشان حرف زده‌اند و موفق هم بوده‌اند. نوع برنامه متفاوت است. برنامه من یک برنامه خانوادگی است. اعضای یک خانواده آن را می‌بینند. .یک بار دیدم یک مجری را با فرغون آوردند و وسط استودیو خالی‌اش کردند. او می‌خواست یک کار طنز بکند. چطور می‌شود مردم از این آدم حرفی را بپذیرند؟ پس کلامش تاثیرگذار نخواهد بود.من یاد گرفته‌ام جلوی پدرم پایم را دراز نکنم. وقتی یک خانواده به من اجازه داده که وارد محفلشان شوم، باید همین ادب را در آن خانواده رعایت کنم. من با امواج تلویزیونی به خانه مردم می‌روم. حس می‌کنم در آن خانواده بیگانه‌ام. اجرای من همیشه توام با ادب و تربیت بوده است.

3

این جزو شالوده شخصیتی من است. سعی می‌کنم از ادبیات خوب و پاکیزه استفاده کنم. برنامه شما ۱۲ سال قدمت دارد و در این سال‌ها کمتر دچار تغییر و تحول شده. چند آیتم مثل «تازه‌ها» یا «ایران بهشتی دیگر» و… به برنامه شما اضافه شده و بقیه حوزه‌ها عمدتا دست نخورده باقی مانده‌اند. خودتان چقدر به این تغییر اهمیت می دهید؟ ما برای این که بتوانیم قشر جوان خانواده را بیشتر تحت پوشش قرار دهیم «تازه‌ها» را راه انداختیم. خانم آزاده نامداری اجرای خوبی هم داشتند. قصد ندارید بجز برنامه‌های خانوادگی قالب دیگری را هم امتحان کنید؟ من سعی کرده‌ام صدا و چهره‌ام هویت داشته باشد. به همین خاطر به برنامه‌های دیگر نرفته‌ام. احساس می‌کنم فقط در برنامه خانواده می‌توانم وظیفه‌ام را انجام دهم. نیازی ندارم به برنامه‌های دیگر بروم. ضمن این که باید عشق و علاقه‌ای وجود داشته باشد. من برنامه سیمای خانواده را دوست دارم.قبول دارم. بعضی وقت‌ها ممکن است کلامم پر از نصیحت باشد که شاید خیلی هم جذاب نباشد، اما همه اینها برگرفته از آن چیزی است که از گذشتگان برای ما باقی مانده. گلستان و بوستان سعدی پر از نصیحت و پند و حکایت است. من خودم دوست دارم پای صحبت بزرگ‌ترها بنشینم و به پندهایشان گوش کنم. او می گوید، در سومین سال کاری‌ام در رادیو برنامه‌ای داشتم به نام «راه زندگی». در این برنامه به مردم آموزش می‌دادیم چطور در زندگی زناشویی تعامل داشته باشند و از دعوا و مشاجره دوری کنند. یکی از موضوعاتی که به آن پرداخته شد، طلاق بود. سردبیر برنامه شعری با مضمون طلاق به من داد که بخوانم. هنگام خواندنش چنان تحت تاثیر قرار گرفتم که گریه‌ام گرفت، ولی با همان حال به خواندن ادامه دادم. دکتر نوابی‌نژاد، آقای شرفی و خانم بیدمشکی هم که در برنامه حضور داشتند، بشدت متاثر شدند و گریه کردند. شش ماه بعد از این ماجرا، زوجی را در خیابان دیدم که تعریف کردند تا شش ماه قبل، یعنی درست همزمان با آن برنامه، تصمیم به طلاق داشتند، ولی به صورت اتفاقی رادیو روشن بوده و آن اشعار را شنیده‌اند. همان شعر و حرف‌هایی که در برنامه زده شد باعث شده بود این زوج از طلاق خودداری کنند. من طی این سال‌ها با چنین مسائلی بسیار روبه‌رو شده‌ام، چون برنامه خانواده با روحیات و عواطف انسانی سر و کار دارد.

 


انتهای پیام
بنر-رانکوه-نیوز-ادامه-مطلب.

نظر دهید